کتاب ها را ورق می زنم . سرم گیج می رود . اوریانا فالاچی را روی بهنود می گذارم و راد ، مارتین واکر و زویا پیرزاد را روی هم . سید ضیا تا بختیار را کنار ظهور و سقوط دولت پهلوی می چینم و بقیه را به ترتیب قد و قواره...
طعم گس این روزها حالا به تلخی می زند .
چند دانه قرص بالا می اندازم و با یک قلپ قهوه تلخ همه را قورت می دهم.
قرص ها می چرخند .افقی و عمودی می شوند و به زور فرو می روند .
این روزها هر نفس که فرو می رود ممد حیات است و مفرح ذات !!!!
پی نوشت :
- گر بر تن من زبان شود هر مویی / یک شکر تو از هزار نتوانم کرد
+
نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 15:17  توسط بهارنارنج
|

